|
"هنوز در سفرم. خيال ميكنم در آبهاي جهان قايقي است و من - مسافر قايق - هزارها سال است سرود زندهي دريانوردهاي كهن را به گوش روزنههاي فصول ميخوانم و پيش ميرانم. مرا سفر به كجا ميبرد؟ كجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند و بند كفش به انگشتهاي نرم فراغت گشوده خواهد شد؟" "سهراب سپهری" + نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 11:19 توسط ...
|